سلام
بعد از عروسیم دچار یه تهی بودن یهویی شدم. از حدود 2 3 ماه قبل عروسی هم کارای شرکت به شدت زیاد شد و هم کارای عروسی خیلی سنگین بود و این گونه بود که حسابی سرم شلوغ بود و اصلا متوجه گذر زمان نمی شدم. دقیقا یادمه که شب عروسی تا خوابیدم شد حدود 6 صبح. ولی ساعت 8 بیدار شدم. از همون لحظه دچار یک تهی بودن شده بودم. انگار یه فیلم سینمایی یهو تموم شده بود و من مونده بودم و یه صفحه ی خالی. خانمم تا 12 اینا خواب بود و خب طبیعی بود با اون حجم خستگی. ولی من بیدار بودم و تو فکر بودم. از همون روز شروع کردم با الی از گفتن این احساسم و اون اوایل متوجه نمی شد. امام کم کم منو فهم
برچسب: آینده,آینده ایران,آینده نگر,آینده, ایران,آینده پژوهی,آینده دوباره پر شده,آینده نیوز,آینده نگری,آینده ما,آینده جمهوری اسلامی,
نویسنده: ماهان شاکری
تاريخ: چهارشنبه
5 آبان
1395 ساعت: 19:02